an online Instagram web viewer

#bffgoals medias

Photos

No perfect picture, but still picture perfect 📷
#bompaisonzegrootstefan #mygirl #godchild #bffgoals #jacobsgirls #emily #throwback #smilesformiles
👶🏻: 19/7/2018 — Day 576 • When your best friend is sad and you’re just trying to wipe the tears away 😌😌
.
.
.
.
.
.
.
.
#vsco #vscodaily #vscocam #vscophile #igbaby #instababy #babiesofinstagram #goodvibes #asianbaby #babygirl #babymodel #babystyle #cute #赤ちゃん #sweetbaby #littleone #happybaby #19monthsold #kidsfashionforall #justbaby #instadaily #hellojuly #bffgoals
Cuddle time is our favorite! 🐶🐾💕 #cuddlebuddy #largebreed #bffgoals #mastiffsofinstagram #greatpyrenees
🤩👯‍♀️ #bffgoals #CocoandEm
Lucky to have him. My #bae ❤️❤️❤️
Decided to share a photo of us here. 😊
•
•
•
ادامه داستان از پست قبل:😁
تمام کل راه ذوق زده بودم.با خودم راه میرفتم و خوشحال بودم تو دانشگاه. کلی کار داشتیم تا قبل اینکه مهمونا بیان. دوستم آنا خیلی کمک کرد برای مهمونی، مجبور بودیم مهمونی خونه دوست دیگه مون بگیریم، چون اون موقع خونه ما زیادی دانشجویی بود و تقریبا هیچی نداشتیم. یه مبل و یه میز نهار خوری چهار تا چیز میز برای رفع امورات زندگی بود. هنوز به خونه درست کردن نرسیده بودم. رفتم فروشگاه و یه کیک شکلاتی گرفتم.(هر دومون عشق کیک شکلاتی هستیم، اون خیلی خیلی بیشتر) یادم نیست چطوری ولی میدونستم کیک شکلاتی دوست داره. خلاصه مهمونها اومدن. وقتی اون رسید صمیمی برخورد کردم و بردمش دم یخچال و گفتم ببین کیک شکلاتی گرفتم 😁..میخواستم نشون بدم حواسم هست. همه در حال خوش گذروندن بودن، و من همش تو این فکر که حالا چی میشه یعنی، منتظر بودم یه جا باهاش تنها شم.خونه دوستم یه بالکن پشت خونه داره که همه به خاطر هوای خوب اونجا جمع شده بودند. تقریبا رو به اخرای مهمونی بود، منم بیرون وایستاده بودم، نمیدونم دوستام کمک کردن یا چی، اما همه کم کم از بالکن رفتن بیرون. فقط یه همکلاسی سمج مونده بود و من و اون، اون مهمون سمج هم ولکن نبود و یه بند داشت با اون حرف میزد. (بعدا فهمیدم که اونم مثل من تو دلش هی داشته میگفته بابا برو ما میخوایم تنها شیم ۱دقیقه) خلاصه اخر سر انگار فهمید. اونم رفت و فکر کنم شاید همه این مدت ۵ دقیقه طول کشید، ولی برای ما نیم ساعت بود انگاری..خلاصه تنها شدیم، یادم نیست با چه جمله ای شروع کردیم دقیقا..اما بعد دو سه تا جمله برگشت بهم گقت
Do you wanna go on a date with me?
من دیگه از خوشحالی در پوست خودم نمیگنجیدم... 🙈گفتم یسسسس . سریع، بدون هیچ ناز و عشوه ای.😆تو دلم اینجوری بودم که معلومه .چرا زودتر نگفتی..خلاصه، اون ترس این و داشته که من بگم نه، منم هی منتظر که اون بپرسه. از اون روز ما شروع کردیم به دیدن هم دیگه. باید بدونین که اینجا لزوما ادمهایی که با هم به اصلاح دیت میکنن خودشون رو دوست پسر دوست دختر حساب نمیکنن.. دیت کردن یه جور دوره اشنایی اولیه هست، و هیچ پایبندی توش نیست. خیلی براشون مهمه که از کی هم دیگه رو دوست دختر دوست پسر صدا کنن. اینه که ما از روز تولدم، شروع کردیم به بیرون رفتن، اما هنوز دوست پسر و دوست دختر نبودیم و تقریبا هم جلوی بقیه دوستامون نشون نمیدادیم که خیلی هم چیز جدی بین ما هست... حالا اگه بخواین از خاطرات دیگه هم براتون مینویسم😉❤️ این عکس دقیقا ۱ سال بعده!
Lucky to have him. My #bae  ❤️❤️❤️ Decided to share a photo of us here. 😊 • • • ادامه داستان از پست قبل:😁 تمام کل راه ذوق زده بودم.با خودم راه میرفتم و خوشحال بودم تو دانشگاه. کلی کار داشتیم تا قبل اینکه مهمونا بیان. دوستم آنا خیلی کمک کرد برای مهمونی، مجبور بودیم مهمونی خونه دوست دیگه مون بگیریم، چون اون موقع خونه ما زیادی دانشجویی بود و تقریبا هیچی نداشتیم. یه مبل و یه میز نهار خوری چهار تا چیز میز برای رفع امورات زندگی بود. هنوز به خونه درست کردن نرسیده بودم. رفتم فروشگاه و یه کیک شکلاتی گرفتم.(هر دومون عشق کیک شکلاتی هستیم، اون خیلی خیلی بیشتر) یادم نیست چطوری ولی میدونستم کیک شکلاتی دوست داره. خلاصه مهمونها اومدن. وقتی اون رسید صمیمی برخورد کردم و بردمش دم یخچال و گفتم ببین کیک شکلاتی گرفتم 😁..میخواستم نشون بدم حواسم هست. همه در حال خوش گذروندن بودن، و من همش تو این فکر که حالا چی میشه یعنی، منتظر بودم یه جا باهاش تنها شم.خونه دوستم یه بالکن پشت خونه داره که همه به خاطر هوای خوب اونجا جمع شده بودند. تقریبا رو به اخرای مهمونی بود، منم بیرون وایستاده بودم، نمیدونم دوستام کمک کردن یا چی، اما همه کم کم از بالکن رفتن بیرون. فقط یه همکلاسی سمج مونده بود و من و اون، اون مهمون سمج هم ولکن نبود و یه بند داشت با اون حرف میزد. (بعدا فهمیدم که اونم مثل من تو دلش هی داشته میگفته بابا برو ما میخوایم تنها شیم ۱دقیقه) خلاصه اخر سر انگار فهمید. اونم رفت و فکر کنم شاید همه این مدت ۵ دقیقه طول کشید، ولی برای ما نیم ساعت بود انگاری..خلاصه تنها شدیم، یادم نیست با چه جمله ای شروع کردیم دقیقا..اما بعد دو سه تا جمله برگشت بهم گقت Do you wanna go on a date with me? من دیگه از خوشحالی در پوست خودم نمیگنجیدم... 🙈گفتم یسسسس . سریع، بدون هیچ ناز و عشوه ای.😆تو دلم اینجوری بودم که معلومه .چرا زودتر نگفتی..خلاصه، اون ترس این و داشته که من بگم نه، منم هی منتظر که اون بپرسه. از اون روز ما شروع کردیم به دیدن هم دیگه. باید بدونین که اینجا لزوما ادمهایی که با هم به اصلاح دیت میکنن خودشون رو دوست پسر دوست دختر حساب نمیکنن.. دیت کردن یه جور دوره اشنایی اولیه هست، و هیچ پایبندی توش نیست. خیلی براشون مهمه که از کی هم دیگه رو دوست دختر دوست پسر صدا کنن. اینه که ما از روز تولدم، شروع کردیم به بیرون رفتن، اما هنوز دوست پسر و دوست دختر نبودیم و تقریبا هم جلوی بقیه دوستامون نشون نمیدادیم که خیلی هم چیز جدی بین ما هست... حالا اگه بخواین از خاطرات دیگه هم براتون مینویسم😉❤️ این عکس دقیقا ۱ سال بعده!
If you drive the near three hours to Raleigh for a tattoo, you may as well get two while you’re there. . . . Nate at @femme_fatale_tattoos was super nice, patient, friendly and gentle. Can’t recommend him enough!! @nategift . . . . #tattoo  #bfftattoo  #familytattoo  #ournest  #workinprogress  #livehappy  #dowhatmakesyouhappy  #inkedgirls  #inkedup  #tattedup  #tattedupgirls  #girlietattoo  #tattooart  #girlstrip  #friendgoals  #bffgoals  #bestieconcertseries  #thelmaandlouise  #meredithandcristina 
#bffgoals  💜💙 mevie is always the best duo.. @dovecameron and @sofiacarson